بیشه

دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچکسی نیست که در بیشهء عشق قهرمانان را بیدار کند...

دیشب ناراحت بودم و یجورایی مجبور شدم اون پست کذاییو بنویسم !

میدونم ، خیلی هاتون از دست من ناراحتین و خیلی هاتون دیدگاهتون نسبت به من

عوض شده ... میدونم طبق معمول عجله کردم و دارم به اشتباه خودم اعتراف میکنم ...

اما خوبیش اینه که آدما هرچی بزرگتر میشن تجربشون بیشتر میشه ...

نمیدونم چطوری باید از دلتون در بیارم ، اما قول میدم جبران کنم ...

میخوام خاطره های بد اینجا را فراموش کنم و با کلی خاطره ی خوب برم وبلاگ جدیدم

نمیخوام بیام بگم چرا دارم از اینجا میرم اما یکی از مهمترین دلیل هایی که دارم

اسم وبلاگ جدیدمو میگم ،  وجود خیلی از شماهاست که آدم نمیدونه محبتهاتونو

چطوری جبران کنه ... نمونش این پست نیما و خیلی از کامنتهای خصوصی که واسم

گذاشتین و زنگ زدین و اسمس دادین ...

خرابی پرشین هم از طرفی انگیزه ی رفتن را بیشتر کرد

پس این پست آخر اینجاست ، از اینجا خداحافظی میکنم و خاطره ها را شروع میکنم ...

خداحافظی سخت ترین کار دنیاست اما وبلاگ خوبم ، خداحافظ ...

 

این هم وبلاگ جدیدم ،  خاطره ها ...

 

 پی نوشت : هرکی حال و حوصلشو داشت لینکمو عوض کنه ، اگرم حالشو نداشتین

بی خیال ...

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۳ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط م . ح . م . د نظرات () |

Design By : Night Melody