بیشه

دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچکسی نیست که در بیشهء عشق قهرمانان را بیدار کند...

یک سال و خورده ای میشه که رسانه ی آقایون را ندیدم ! جز یک ٩٠ و یک بازی

استقلال ، همین و بس ...

اما بعضی موقع ها که جایی دعوتیم اونها نگاه میکنن مجبورم بشینمو گوش بدم !

امشب هم متاسفانه یکی از اون شبها بود ، تی وی داشت اخبار ٢٠:٣٠ را پخش

میکرد ،‌ شنیدم که رییس جمهور به اصلاح منتخب !‌ پا شده در کمال اعتماد به نفس

رفته آمریکا ! خب من کاری ندارم رفته اونجا چیکار کنه و این حرف ها !

اما امشب یک مهمونی داده بودن که یک عده آدم هم دور خودشون جمع کرده بودن !

اسمشون را هم بلدم ، بهشون میگن "‌مردم کرایه ای ! "

داشت با تک تکشون صحبت میکرد ، رسید به یک دختره که داشت گریه میکردو مصاحبه

میکرد ... میگفت دلش برا ایران تنگ شده ، میگفت آرزوش اومدن به ایرانه و اینکه بیاد

مردمو ببینه ، میگفت اگر بیاد ایران میفته به خاکشو بوسش میکنه !‌! کاش میشنید

خانوم محترم ،‌ من یک عضو کوچیک از این جامعه ام ، حالم از ایران و مردم بی فرهنگش

به هم میخوره ، کاری به تمدن هزار ساله و دو هزار ساله ندارم ، اینها را باید گذاشت

دم کوزه و آبشو خورد ، اما تو که ادعای وطن پرستیت میشه ، تو که داری برای کشورت

اشک میریزی ، تو که اونجا آزادی و داری از ایران میگی ، چرا پا نمیشی بیای ؟! مگه

عشقت این مملکتو مردم نیستن ؟! مگه نرفتی مهمونی رییس جمهور ؟! مگه نمیخوای

خاک ایرانو ببوسی ؟! خب پاشو بیا خواهر من !

چرا نمیای ؟! سوال من اینه ، واقعا چرا پانمیشی بیای ایران ؟!

دل کندن از دیسکوهای شبانه سخته ؟! بزور مقنعه پوشیدن سخته ؟! سکوت کردن تو

اوج تهمت ها سخته ؟! از ظلم گفتن سخته ؟! توقع ناچیز داشتن سخته ؟! تحمل دوربین

مدار بسته توی دانشگاه سخته ؟! شعورتو زیر پا گذاشتن سخته ؟!

بعله ، سخته ، خیلی هم سخته ، ما داریم تحملش میکنیم ، اما تا کی نمیدونم ...

اما تو نه ، تو اونجا پاتو گذاشتی رو پاتو ( معذرت میخوام از دوستان ) داری زرت و پرت

میکنی ! اونجا دلخوشی زیادیه بهت چسبیده ، اونجا میتونی هر حرفی را بزنی ...

پس یک لطفی بکن ، بعضی از مردم ما حرف غلطو از درست تشخیص میدن ، پس

خواهشا نیا جلو دوربین و این حرف ها را بزن ، به خدا اینجوری سبکتری ... به خدا

اینجوری آدمی مثه من ۴ تا فحش آبدار بارت نمیکنه ...

 

پی لینک نوشت :

تو این اوضاع آروم بلاگستان ،‌ کرگدن جان ، شهریار بلاگستان یک بازی راه انداخته

که واقعا واسه ما فضولا خیلی جذابه !

بازی از این قراره که هرکس از محلی که وبلاگشو آپدیت میکنه عکس بگیره و بفرسته !

خب منم پرشیب بعد از سالهای سال به هوای عکس میزمو تمیز کردم ، عکس گرفتم و

آپلود کردم و دادم کرگدن اما متاسفانه به دستش نرسید و مجبور شدم یک عکس دیگه

بگیرم ، اما اینبار دیگه حال نداشتم میزو تمیز کنم ، همینطوری عکس گرفتم ...

تو این لینک بازیو ببینید ، هفتمین عکس میز بنده است ...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٩ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط م . ح . م . د نظرات () |

Design By : Night Melody