بیشه

دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچکسی نیست که در بیشهء عشق قهرمانان را بیدار کند...

 

ببخشید ! من آدرس اینجا رو از آقا محمد گرفتم ! حنما شما بهتر از من میشناینش ! اما

چون احساس دین میکنم باید بگم که پسری آقا و با شخصیت ! شدید خانواده دوست! با

کمالات و افاضات ! در ادب و کمال که شهره ی آفاق تشریف دارن ! بسی مهربان ! دلی

 دریا گونه ! معرفتی بی پایان ! کوه استقامت ! حلال مشکلات مردم ! در گشاده دستی

 که مردم از هرقشری به نیکی یاد میکنند از ایشان ! گوشی امین برای شنیدن رازهای

مخفی شده در هزارتوی دل مردمان راز دار دارند ! قلبی سراسر مهر و محبت !

آن مجنون بی لیلا ! آن که سکوتش مادر فریادهاست ! آن که نگاهش آتشکده ی

خورشید است !

آن کوه منش در برابر مشکلات ! آن که تیشه بر جانش خورده و آهش بر لب نرسیده !

همان فرهیخته ! همان درویش مسلک ! آری همان محمد (بیشه) ! آن که در بیشه به

سراغ قهرمانان رفته ! آن یکه تازه دنیای مجازی ! آن که در چرخش چرخ زندگی بر

محبتش در بین مردم فزونی یافته ! آن که دل در هوای کویش آرام پذیرفته !

لیلا  ، مجنون شده در پی نامش ! فرهاد تیشه بر عمر خویشتن کوبیده !

بهرام چون گور در چنگش بوده ! آرش کمان از دست او بگرفته !

سهراب رسم پهلوانی از وی آموخته ! زال در ره رسیدن به او از سیمرغ مدد گرفته !

رخش رستم به گرد شهرتش نرسیده ! همان که تورانیان و ایرانیان و به راستی جهانیان

از نام وی افسانه ها خواهند ساخت که همه ی آنها چون لوحی زرین تا جاوید بر این دنیا

خواهد ماند !

فردوسی و شکسپیر باهم نشسته اند تا از زندگی وی اثر جاوید بیافرینند !

بر بیستون رسم وی نقش گشته ! اسکندر در پس کبیر بودن عظمت نام او حقیر گشته !

آری به راستی او از نسل جمشید و کوروش و داریوش است !  او یادگار ایران کهن در

دوران است ، به یاد آورنده ی بزرگ مردی های ایرانیان ! همی اوست که بسی تنگ

نظران را برآشفته نموده ! به هرحال تا گردش دنیا باشد رسم این دنیا به این است

که کوته نظران تیرهای کوته بینی خود را نشانه به سوی عقاب بلندپرواز روند

اما این تیرها برای نابود کردن پهلوان بیشه کاربر نیست ! و هزاران هزار نکات دیگر که

درمدح ایشان باید گفته شود ، باید بگویم که بسیار فروتنی پیشه کردن که از خوبی

های خود نمیگویند ! درود بر این فردین زمانه

محمد چو آب لطف ز نظم تو میچکد


حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

 

پی توضیح نوشت : اولین کسی که از طریق وبلاگ فوق جهانی بیشه باهاش آشنا

شدم نیما بود ، یادمه پست اول یا دوم بود که برام کامنت گذاشت ...

منم رفتم وبلاگش و براش کامنت گذاشتم اما دوستیمون خدا را شکر پایدار موندو نیما

به دوستانی که تو این چند وقت پیدا کردم اضافه شد ، دوستانی که واقعا برای من ارزش

دارن و به این راحتی ها اونها را از دست نخواهم داد ...

دوستانی که خیلی چیزها ازشون یاد گرفتم و اندازه ی یک خواهر و برادر دوستشون دارم

خب من و نیما یجورایی همسن هم هستیم ، پس حرفهامون را بهتر میفهمیم

به خاطر همین خیلی حرفهایی را که شاید روم نشه جایی بگم به نیما میگم ..

نیما این متن بالا را برای من نوشته ، بخشیش را توی وبلاگ جهانی واحه خانوم کامنت

گذاشته و بخشیش هم زنده و مستقیم برای خودم گفت ! اون قسمت اول که که شروع

میشه ،  اسنادش در وبلاگ خانوم معلم ما موجوده

نیما تو این چند وقت درست حسابی من را شناخته ، میتونید خیلی راحت از متن بالا

این را بفهمید !!

نیما جان خیلی زحمت کشیدی ، اساسی دستت درد نکنه ، نمیدونم واقعا چجوری باید

جبران کنم ...  دوستت دارم خیلی زیاد ...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٧ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط م . ح . م . د نظرات () |

Design By : Night Melody