بیشه

دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچکسی نیست که در بیشهء عشق قهرمانان را بیدار کند...

این دومین باریه که میخوام یک بازیو انجام بدم ... این بار هم بابا بزرگ کیامهر و این

پسره ، اسمش چی بود ؟! اهان نیما ، منو دعوت کردن به یک بازی که به جون خودم

مثه اعتراف نامه میمونه ! الان هم از خیابون اومدم کلا امشب زدیم ترکوندیم و بزن

برقص راه انداختیم اگر چرت و پرت جواب دادم به بزرگواری خودتون ببخشید ...

 

بدترین اتفاق زندگیم :

مطمئنا 22 خرداد 1388 ... روز کذایی انتخابات !

خوب ترین اتفاق زندگی :

قهرمانی استقلال سال 87 ، تو مشهد ... فوق العاده بود اون روز برام

بدترین تصمیم :

چرا وبلاگ نویسیو شروع کردم که حالا انقد معتادش شدم !

بزرگترین پشیمونی :

اون روزی که نیما واسم کامنت گذاشت چرا رفتم وبلاگشو و بهش گفتم با افتخار لینک

شدید ! ( یره شیرازی ، این جبران اون تیکه ای که تو بازی بهم انداختی ! )

فرد تاثیر گذار در زندگیم :

محمود احمدی نژاد !

چه آرزویی داری :

آروزی آرزو را دارم ! ( ایهام داره یا ابهام ؟! )

اعتقاد به معجزه :

ندارم

چقدر خوش شانسم :

شانسم خدا را شکر خوب بوده همیشه ...

خیانت :

اوه اوه ، منو با این کلمه های قلمبه سلمبه در نندازین خواهشا ...

عشق :

علاقه ی شدید قلبی ! خدا کنه هیچ وقت گرفتارش نشم

دروغ :

بعضی موقع ها میگم اما کلا خیلی بدم میاد ازش !

از کی بدم میاد :

از دوستای سیریش و علافی که هر روز زنگ میزنن و میگن بریم خیابون گردی !

تا حالا دل کسی رو شکوندی :

نمیدونم اما اگر بفهمم که این کارو کردم سریع از دلش در میارم

دلیل انتخاب اسم وبلاگ :

از صابخونه بپرسین نه از من ! اما فک کنم چون شجاعتم مثه شیر میمونه شد بیشه !

کی رو از بچه های وب بیشتر دوس داری :

کسایی که تو پیوند های وبلاگم هستنو از همه بیشتر دوس دارم

تعریف از زندگی خودم :

مثه موج دریا میمونم ، یک روز آروم و یک روز طوفانی

خوشبختی :

به جون خودم اگر پایه باشه خوشبختش میکنم !!

این واژه ها یاداور چی هستن

هلو :

دختر همسایه

خدا :

یک مهربون بخشنده

امام حسین :

اشک های تمساحی که هیچ کدوم امام حسینو نمیشناسن !

اشک :

آرامش

کوه :

میرحسین موسوی !

فرار از زندان :

فیلمشو ندیدم اما یاد رضا مارمولک میفتم !

هوش :

یاد کله ی پر مغزم !

خواهر شوهر :

مگه خودت خوار مادر نداری که میای از خواهر شوهر میپرسی ؟!

رنگ چشام :

نمیدونم اما فک کنم قهوه ای باشه ، نه ؟!

رنگ مورد علاقه :

سبز و آبی !

جواب تلفن و ارتباطات :

همیشه سایلنتم اما کلا ایرانسلی های ناشناخته شده ای که زنگ میزنن از همه جذاب

ترن !

کلام آخر :

امروز روز خیلی خوبی بود ... وقتی دقیقه ی اخر فرهاد گل زد داشت قلبم وا میساد ...

این بردو به همه استقلالی ها تبریک میگم و میخوام یادی داشته باشم از داود جورابلی

لیدر باشگاه استقلال که هفته ی پیش بر اساس تصادف به رحمت خدا رفت ...

روحش شاد و یادش گرامی

 

پی دعوت نوشت : نازگل خانوم کاغذ کاهی ، الهه ( درباره ی الی ) ، خانوم دکتر مامان

پارسا ، هستی از نوع معترض ، دختر حوا و فرزند آدم دعوتن به این بازی ...

هرکس خواست بازیو انجام بده اگرم وقت نداشتین که هیچی ...

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢۳ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط م . ح . م . د نظرات () |

Design By : Night Melody