بیشه

دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچکسی نیست که در بیشهء عشق قهرمانان را بیدار کند...

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

لینکها در کدام بلاگ و در دست چه کسی است ؟! کی من ؟! کی این ؟!

در بلاگزیت این هفته :

خوبها بدها زشتها معرفی میشوند ... نازگل کاغذکاهی چهره ی خوب میشود

 دختر حوا از اختشاش و دعوا در خوابگاه میگوید ، یک زن ذلیل از آبگوشت و ضررهایش

میگوید !!! و حوری خانوم دیگرهیچ مهمان صندلی داغ بلاگزیتی میشود ...

این بلاگزیت است ، برنامه ای از سوی آمریکای جهانخوار و متحدان فتنه گرش در ایران

برای از بین بردن علوم های دینی میان جوانان این مرز و بوم و به انحراف کشاندن آنها

و برای بسط و توسعه ی استبداد میان بلاگستان های این کشور اسلامی ...

بلاگزیت برنامه است برای شما که حوصله خواندن ندارید ، برای شما که لینکها را گشته

اید و پیدا نکرده اید و برای شما که اصلا خبرندارید اینترنت چی هست ...

بلاگزیت برای شاد کردن دل شماست ، نه شاد کردن دل رییس روسای ما ...

بلاگزیت تا فردا شب بنیان های استکبار را سست و پای مسئولان مملکتی را قلقلک

میدهد !

 

چهره ی های هفته :

1 . چهره ی خوب هفته : نازگل کاغذکاهی

 دوست دارم تا چند روز دیگه و برای اولین بار برم سر بزنم به یکی از مراکز بهزیستی ...

این کارو نازگل خانوم کاغذکاهی انجام داده و زحمتشو کشیده تا چند تا از بچه های

وبلاگی برن و به بچه های عزیز و دوست داشتنی سر بزنن پس به دلیل آنچه نزد ما بچه

های بلاگستان به ترویج کار خوب و خیر و پسندیده معروف است ، نازگل خانوم کاغذ

کاهی افتخار میابد به عنوان چهره ی خوب این هفته ی بلاگزیت ما انتخاب شود ...

 نهار ما چی پس ؟!!!

 

2 . چهره ی بد هفته : خودم ! ( چون کسی نبود چهره ی بد بشه ! )

حالا میای عکس از خودت و همکلاسی های دانشگات میذاری و از کارهاشون میگی که

چی شه ها ؟! خب ایمان دوس داره نقاشی کنه ، مهرداد دوست داره با موهاش ور بره

فرشید دوست داره با موبایلش بازی کنه و ... به تو چه ، ها ؟!

پس خودم ! اینجانب آقا محمد گل به دلیل آنچه نزد ما بچه های بلاگستان به زیر آب

زنی و افشای کارهای خلاف عرف در دانشگاه معروف است ، خودم افتخار میابم

به عنوان چهره ی بد این هفته انتخاب شوم ...

 

3 . چهره ی زشت هفته : کامنتدونی پرشین بلاگ ...

 ماه رمضون بود میگفتیم گشنشه کامنتارو میخوره ، یک هفته گذشت به جای خوردن

کامنت بالا میاورد و ١٠ تا ١٠ تا ثبت میکرد ، حالا هم باز معدش خالی شده و شروع کرده

به خوردن کامنت پس به دلیل آنچه نزد ما بچه های بلاگستان به مسخره بازی و در

آوردن حرص یک ملت معروف است ، کامنتدونی پرشین بلاگ افتخار میابد به عنوان

چهره ی زشت هفته ی بلاگزیت ما انتخاب شود ...

 

 

گفت یا نگفت :

 1 . دختر حوا گفت با هم اتاقی دانشگاه دعوا شده و بزن بزن اما نگفت یره تو رفتی

اونجا درس بخونی یا رفتی اختشاش کنی ؟! ها ؟!

2 . یک زن ذلیل گفت جاتون خالی نهار یک آبگوشت ردیف زدموهرچی زور میزنم با عرض

شرمندگی ، هی باد میامد بیرون اما نگفت خب مرد حسابی چه خبرته آخه ؟! خب رژیم

بگیر تا وقتی رفتی فوتبال آمدی خاطره گفتی مثه دفعه های قبل انقد کم نیاری ... والا !

3 . فاطمه خانوم شمیم یار گفت برای اینکه بازم با انرژی برگردم یک چند روزی نیستم

اما نگفت این از اثرات همون قرار وبلاگیه با نازگل خانوم و نیما بستنی خوردین اما به یاد

من نبودین !

4 . ماهی گفت که خانوما با پاشنه ی خدا سانتی تویه خیابون راه نرند  اما نگفت اگه

اینارو هم نپوشن که مردی بهشون نگاه نمیکنه خب یره ...

 

عکست در قاب نگاهم :

از این هفته یک بخش جدید به بلاگزیت اضافه کردیم که اسمش هست اون بالایی ...

این بخشو نیما به عهده داره و هر هفته یکی از دوستانو به طنز تشبیه میکنه

دختر حوا :

 فسیلی که پس از مرگش دوباره توسط دنیای مجازی روح در کالبدش دمیده گشته

است  و دارد دنیایی را که مادر و پدرش به وجود آوردند از ورای نگاه خسیسانه ی خویش

نگاه میکند ، به راستی که او زاده ی اصفهان است و حرفی توش نیست !!

 ( دوستان اصفهانی گلمون ، من محمد اصالتا واسه اصفهانم ، این حرف یره مشهدیو

به شدت تکذیب میکنم ، اگر خواستین برای این حرفش اختشاش کنین برین وبلاگ

خودش من هم به شدت حمایت میکنم ازتون ! )

 

صندلی داغ بلاگزیتی :

این هفته آقا ما تصمیم گرفتیم گرفتنی ! میخوایم یک پته ای از این قرار گذاشتگان مونث

بریزیم رو ی آب که دفعه ی بعد خواستن قرار بذارن بی اجازه ی ما یک لیوان آب هم جابه

جا نکنند !! این هفته حوری خانوم وبلاگ و دیگر هیچ میهمان ماست ...

ازش میخوام اول احساسشو از اینکه داره با عالم فرزانه ای همچو من مصحابه میکنه

بگه تا سوالارو شروع کنیم :

احساس اینو دارم ( آیکون سبز تو پرشین بلاگ !! ) بعدشم ما یک فرزانه بیشتر نداریم

اونم خواهرمه که اونم دادم به حسن کچل و الان هم دنبال طلاقشم ( پس از ۵ دقیقه

جواب ندادن من ! ) احساسم اینه که خیلی کارت زشته که از من سوال میپرسی و

بعد به جای اینکه به حرفام گوش بدی میری مستراح !! ملت هم فک میکنن که تو داری

چه زحمتی میکشی ، نمیدونن که همش پی کارای شخصیت هستی !!

( من رفتم قفل فرمون زدم به ماشین ، عیال فقط فرافکنی کرد ... )

 

1 .فیلسوف و نظریه پرداز اجتماعی معاصر آلمان، پورگن هابر ماس، ماست مورد نیاز

خانواده خود را از کدام بقالی شهر دوسلدرف تهیه می کند؟ ذکر نوع ماست مصرفی و

میزان تاثیر این ماست در آن ماس و آن ماس در این ماست و هر دو آنها در فتنه اخیر

ضروری است.

 از قدیم گفتن از ماست که بر ماست ، منم ماست که میخورم خوابم میگیره ، نمیدونم

چه مرضیه ، مرضیه دختر بقال سر کوچه را نمیگما ، منظورم مرضه ، چون تو مخت

اشکالات فنی داره باید توضیح بدم یک وقت اشتباهی ور نداری !!

( من خودم کلی دور و برم از این چیزها ریخته ، دختر بقال سر کوچه ی شما را میخوام

چیکار آخه ؟!!)

 

2 . جوراب تیم ملی شنای جمهوری اسلامی ایران در مسابقات المپیک 1966لندن که

در مسکو برگزار شد، چه رنگی بود؟

 والا اون سال مد شده بود رنگ پا میپوشیدن ، لامصبا نمیدونی چه پای پر مویی داشتن

آدم یک حالی میشد وقتی پاشونو میدید ، از همون سال اپیلاسیون باب شد تو مملکت

ما ...

 

3 . با توجه به بیت "ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی/سود و سرمایه بسوزی و محابا

نکنی" مقدار دقیق سرمایه اولیه شاعر و سود و زیان او را در این معالمه بیان کنید. ذکر

روش محاسباتی بکار رفته الزامی است.

 اولا من با این پول دیه غلط بکنم تو رو بکشم ، بعدشم از وقتی یارانه ها رو به حساب

هامون ریختن ، دیگه هیچ ضرری متحمل نمیشیم به حول قوه ی الهی ... بهترین روش

محاسبه هم بند تنبونیه ، دقیقه همین روشی که مموتی واسه یارانه ها در نظر گرفته !

 

4 .  پولپوت کی بود؟ دقیقا چه کار کرد؟ و دقیقا در چه سالی این کار را کرد؟

 این کیه که میگی ؟! ( من باید بگم ؟!! ) نه پس من بگم ؟! بابا لااقل یک هماهنگی بکن

قبلش در مورد این شخصیت ها سوال میپرسی ، همه که مثه رییس . جمهور ما نیستن

که تا اسمشو میاری بلد باشه ...

( عمو فیل / تری اگر خواستی فیلی کنی به من هیچ ربطی نداره ها ، برو وبلاگ کسی

که داره به سوالها جواب میده !! )

 

5 . برای تهیه 100 گرم کباب بلدر چین چند کیلو گرم گوشت شتر مرغ لازم است؟ خلاصه

روش تهیه را تشریح کنید

 والا ما فقیر فقرا شبی یک کفت دست نون میخوریم ، اصلا اینایی هم که هم میگی

نمیدونم چی هست ، من فقط گوشت قرمزو میشناسم اونم از نوع برزیلی !

البته یک وقتایی پای مرغ هم آب پز میکنم میخورم ، اونم فک و فامیله همین شترمرغو

بلدرچینه دیگه ، فقط ابعادشون یک مقدار ناچیز با هم فرق داره که اونم قابل ندیدنه ...

 

6 . نظر شما درباره ی بلاگزیت و تهیه کنندگان آن :

 دو تا آدم بی جنبه ، که من یکی به شخصه چشم ندارم ببینمشون ، مخصوصا اون

نیما رو که هی آتیش بیاره زندگی 2 کفتر عاشق شده !! حسود هی تو رو پر میکنه

که به من خرجی ندی !! ولی کور خونده ، من که میدونم از کجا میسوزه ، از این که

من هیچ کدوم از خواهر هامو بهش ندادم ! البته تو هم یک وقتایی چشم ندارم ببینم

اونم وقتیه که هی اسم هوو میاری جلوم !!

 

7 . صحبت پایانی ، هرچه دل تنگت میخواهد بگو :

 والا دل تنگ ما یک سیفون مشتی میخوام که وا شه ... من یک صحبتی داره با آقایی

که سوالارو طرح میکنه ، مطمئنی وبلاگ منو خوندی و این سوالها را طرح کردی ؟!!

من تو وبلاگ راجع به ماست و این چیز ها نوشتم ؟! بعدشم این سوالها باعث میشه

خواننده ها به ابعاد پنهان زندگی ما بلاگرا پی ببرن !!

( بعد از مصاحبه عیال همچنان جوگیر شده بود و فک میکرد مصاحبه است و هی واسه

از خودش سوال میکرد و جواب میداد به خودش و ... که به دلیل کمبود وقت از گفتن اون

حرفها به شدت معذوریم ! )

ممنون از حوری بانو بابت وقت گذاشتن برای مصاحبه و

تشکر ویژه از آقا مهندس مجید حمید بابت طرح سوالات ...

و این بود بلاگزیت 10

به خاطر دعوا شدن سر خداحافظی سری قبل این هفته تصمیم گرفتیم خداحافظی

نکنیم و برای اینکه بگیم مثلا امید داریم سلام بدیم !!

پس سلام ! ( همون والسلام )

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٠ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط م . ح . م . د نظرات () |

Design By : Night Melody