سهراب سپهری

آنگاه که غرور کسی را له میکنی

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که حتی گوشَت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشونی

آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده میگیری

میخواهم بدانم :

دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای

خوشبختی خودت دعا کنی ؟!

 

پی توضیح نوشت : مخاطب خاصی ندارد این پست !

پی اطلاع رسانی نوشت : بلاگزیت فردا راس ساعت 10 شب

 

/ 28 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترحوا

ریتمشم مثه ریتم شعرای سهراب نیست.یره یخچال چی می خوای به یره گوشکوب بگبی؟[نیشخند] زود باش بگو #$،%@ اینو که یادت هست شکلک چیه؟[نیشخند]

Hasti

متاسفانه الان راحت ترین کار شکوندن دلها شده.. مطمئنی از سهراب ِ؟ آخه من اکثر شعرهای سهراب رو خوندم و تقریبا تو خاطرم دارمشون ولی این یکی رو اصلا به یاد نمیارم!..

Hasti

راستی سلام![پلک] چقدر تو پسر خوبی هستی محمد![دروغگو][قهقهه]

Hasti

راستی سلام![پلک] چقدر تو پسر خوبی هستی محمد![دروغگو][قهقهه]

نیما

ممد جان من ساعت 7 میام ! اگه تونستی تو هم بیا تا ببینم چی میگی ! در ضمن دختر حوا رو نیاری با خودت !

نیما

ممد جان شرمندتم من واسم یه کاری پیش اومد ! شاید نتونم بیام ! جون هرکی دوست داری زود بیا ![نگران]

دخترحوا

نمی دونم مال کیسته[نیشخند] می گم نیما بد نیست اس ام اس بش می دادیا[نیشخند]

دخترحوا

خب این جا بگو این جا هم کم از مسنجر نداره[نیشخند]

نینا

خسته نباشی بچه کلی زحمت کشیدی از این حالت مرگ در بیام مفصل میخونمش هاچییییییییییییییییییییییپپپپپووووووووووو[گریه]