عنوان نداریم...

 

 

امشبانتخابات وحیدتموم شد ، همونطوری هم که انتظار داشتم "‌ بلاگزیت "

نتونست بره و اول بشه ...

خب هنوز یک ماه بیشتر نیست که بلاگزیتو میبریم رو آنتن ، شاید همینکه تو منتخبین

بودیم برامون کلی  ارزش داشت

این چند روز خیلی خوب بود ، میدونم شاید برا شما مخاطبای گلم کمی خسته آور

شده بود اما خوب بود یک تنوعی ایجاد بشه و از اون نوشته های تکراری در بیام ...

این چند روز بدجور رفتم تو حال و هوای پارسال ، دیروز بعد از ظهر یک پست طولانی را

از خاطرات اون موقع نوشتم ، پستی که برای خودم نگهش داشتم و به خاطر قولی که

داده بودم نتونستم بذارمش تو وبلاگ ...

خاطرات قشنگی که هیچ وقت از ذهنم فراموش نخواهد شد ، خاطرات سفیدی که به

بدترین خاطرات در طی چند روز بعدش تبدیل شد ...

به خاطر این انتخابات و اینکه یک شور و نشاط ایجاد بشه اول آهنگ یار دبستانی را

گذاشتم ، آهنگی که تو سالن همایش های برج میلاد ، جشن موج سوم ، دستامون

را به هم گره کرده بودیم و این آهنگو میخوندیم ...

آهنگ سر اومد زمستون که الان گذاشتم و جمعه برش خواهم داشت ، آهنگی که تو

خیابون ها ، شبهای زیبا و پر امید ، از خیابون ولی عصر تا انقلاب میخوندیم و راه

میرفتیم ...

همایش دوم خرداد ، که کلیپ از گذشته تا آینده پخش شد و سرودها را دسته جمعی

میخوندیم ...

بی خیال ، قرار بود هیچی نگم ، قرار بود سکوت کنم و این کار را خواهم کرد ...

تو این ٢ ، ٣ روز انتخابات به هدفم که آشنایی و ایجاد تنوع بود خدا را شکر رسیدم

تجربه ی قشنگی بود که خیلی چیزها ازش یاد گرفتم ...

باید یک تشکر ویژه بکنم از آقا وحید ، کسی که واقعا دوسش دارم و براش احترام زیاد

قائلم و باید تبریک بگم ، به شهریار بلاگستان "کرگدن "‌ و بابا بزرگ کیامهر ( بچه جان

بابا بزرگ کیامهر هنوز همون اول های دهه ی سومه زندگیشه ، چرا میگی بابا بزرگ ؟! )

که تو بخش بهترین طنز تونست مقام اول را کسب کنه ...

و باید تشکر کنم از شما مخاطبان گل وبلاگ بیشه و مخاطبان گل وبلاگ قبلیم که منت

بر سر ما گذاشتن و رفتن رای دادن ، دوستتون دارم خیلی زیاد ..

یبار دیگه از شما عزیزان عذر خواهی میکنم  ، ایشالله فردا شب راس ساعت ١٠ یک

بلاگزیت جدید را شاهد خواهید بود و ایشالله از فردا شبش نوشته های وبلاگ به حالت

عادی بر میگرده ...

 

نئو جان ، برادر عزیزم ، رقیب سرسخت و خوبم ، اول شدنتو تبریک میگم ...

 

پی عکس نوشت : همایشم دوم خرداد ، سالن ١٢ هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی

با حضور سید محمد خاتمی ..

پی شعر نوشت : به لحظه لحظه این روزهای سرخ قسم که بوی سبز ترین فصل سال

می آید ...

/ 39 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکی مثل من

سلام باجناق .. من دیشب اینجا کامنت گذاشته بودم .. یکی دزدیدتش !!! کامنتمو دزدیدن دارن باهاش پز میدن !!! [نیشخند] راستی باجناق جان , عیالم امروز زنگ زد گفت امشب واسه شام با عیالت بیای خونه ما میخوایم یه شام خفن بدیم هم چش خودت در بیاد هم عیالت ..! [نیشخند]

سیب کال

سلامممممممممممم خوبی تو ؟ متاسفم که اول نشدی. ولی خوشحالم که مبارزه کردی و شور و شوقش رو توی بچه های دیگه هم ایجاد کردی. دفعه دیگه با نیروی بیشتر و تجربه بالاتر... فعلا...

یکی مثل من

8 نوع خورشت داریم .. نیای میرم به آقاجون شکایتت رو میکنماا .. عیال ما کلی تدارک دیده ! [نیشخند]

زهرا

این چه حرفیه من بر اساس بازه زمانی می چینم وبلاگا رو این وبلاگا رو من از قبل از عید بهشون سر می زنم اینو نخوندی؟[نیشخند] احتمالاض قسمت سوم بشی شوما[نیشخند]

زهرا

دارم می گم قسمت سومی شما[نیشخند]

حبیب

فکر کنم تقلب شده من قبول ندارم [قهقهه][قهقهه]