من اعتراف میکنم ...

پدر جان ، مادر جان ،‌ امشب میخوام با اجازتون یکم واستون اعتراف بکنم که چیکار

ها کردم از گذشته های نه چندان دور !  البته اینها یکمیشه ها ... همش واسه برای بعد

١ . اول از همه بگم ، اون همه دلدرد و این چیزها برای نرفتن به مدرسه همه کشک بود

( البته اینو خواجه حافظ شیرازی هم میدونه )

٢ . اون روز که یک خط ۶ متری رو ماشینتون افتاد ، من اونو انداختم نه کس دیگه

ببخشید خاله خانوم جان که تقصیر شما انداختم ...

٣ . اون شب که شیرینی ها تموم شد و تعجب کرده بودین و من گفتم این ها را بردم برا

مامور شهرداری محله ، ببخشید اونها دروغ بود ، من خورده بودمش ...

۴ . اون شب که به هوای درس خوندن رفتم خونه ی دوستم ،‌دروغی بیش نبود ،

ببخشید تا ۴ صبح ستاد بودم ( از گفتن اسم ستاد به دلیل مسائل امنیتی خودداریم )

۵ . اون روزی که اون دختره زنگ زد خونمون و گفت " مانی " را کار دارم و گفتین اشتب

گرفتی دختر جون ، اشتب نگرفته بود ، اون منو میخواست ، اسم جعلیم مانی بود !!!!

( به جون خودم اشتب گرفته بود ... البته کاش خودم برداشته بودم )

۶ . اون موقع که قبض موبایلتون میامد بالای ۴٠ هزار تومن اما قبض موبایل من میامد

۵ تومن و شما در حیرت به سر میبردین ،‌ببخشید من اس ام اس ها و کارهای ارتباطی

را با موبایل شما ٢ تا انجام میدادم ..

٧ . اون روز که اون فامیله اومده بود خونمون که من خیلی بدم میامد ازش ، وقتی چایی

آوردین دیدین چقد بد مزه شده ، ببخشید من تو چایی نمک ریخته بودم ...

٨ . اون روز که ماشین اون یارو همسایه را به خاطر اینکه توپم را پاره کرده بود ، زدم با

دوستم ۴ تا لاستیکش را پنچر کردیم اما آخرش من انداختم تقصیر اون ، به جون خودم

اون فقط یکیش را پنچر کرد ، بقیش را من پنچر کردم ... احمد رضا جان حلالم کن

٩ . اون روز که اومدین خونه دیدین چقد همه جا بو عطر گرفته ،‌ اون روز من زدم ٢ تا تخم

مرغ را جزغاله کردم ، بوی بدی پیچید مجبور شدم که عطر بزنم ، ببخشید ...

١٠ . من اعتراف میکنم به صاف بودن زمین ... به روز بودن شبو یسار بودن یمین

 

پی شعر نوشت : نمیدونم چقد استاد محمد رضا عالی پیام را میشناسین ، اگر تا حالا

شعرهای فوق العاده اش را گوش نکردین حتما برین و دانلودش کنین ، یکی از شعرهاش

٢ ماه بعد از اعترافات واقعیه ! آقا ابطحی بود که بخشیش را براتون مینویسم :

شنیدم در زمان خسرو پرویز .... گرفتن آدمی را توی تبریز

به جرم نغز قانون اساسی .... با بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش با خویش ... قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی .... به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش .... بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار ... بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش از فشار بازجویی است ... سروپایش دروغ و یاوه گویی است

گذشت و روزی امد نامه از مرد ... گرفت نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با هالو محابی ... نوشته شوهرش با خط آبی

من اینجا راحتم کیفوره کیفور ... بساط عیش و عیش بازی جورواجور

در اینجا سینما و باشگاه است ... غذا آجیل میوه روبه راه است

هر آنکس که گوید اینجا چوبه دار است ... بدان آن هم دروغی شاخدار است

کجا تفتیش های اعتقادی .... کجا سلولهای انفرادی

در اینجا بازجو اصلا نداریم ... شکنجه اعتراف عمرا نداریم

عزیزم حال من خوب است اینجا ... گذشت عمر مطلوب است اینجا

همه چیزش تماما بیست اینجا ... فقط خودکار قرمز نیست اینجا .... !

پی وعده نوشت : اگر این سردر منو نکشه امشب ایشالله فردا ساعت ١٠ شب

بلاگزیت ٢ را میبریم رو صحنه ...

پی تبریک نوشت : عیدتون مبارک ...

 پی تولد خواهر دکتر الهه نوشت : ۶ شهریور مصادف با تولد خواهر دکتر الهه هست

خانوم مهندسی که ما لقب خانوم دکتر بهش دادیم اما به هیچ وجه قبول نمیکنه

( تواضعو حال میکنین ؟! ) امیدوارم که تولدش مبارک باشه ، سالهای سال در کنار

خانواده ی بزرگوارش با خوشی و با تنی سلامت زندگی کنه و به هر آرزویی که داره

ایشالله برسه ... خواهر مهندس الهه ( وبلاگ درباره ی الی) تولدت مبارک ...

با آرزوی بهترین ها ... همین که شهریور به دنیا اومدی کلی خدا را شاکر باش ...

 

/ 31 نظر / 109 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیب کال

شعراشو خوندم... خیلی توپه... ولی اینو نشنیده بودم. مرسی.

حریر شیشه ای

سلام اعترافاتت خیلی جالب بود مخصوصا در مورد شیرینیا و اس ام اس زدن با موبایل اون بنده های خدا حالا خوبه جیگر اعتراف کردن رو داری

هیشکی!

سلام 1. حالا نگفتی منظورتون از این افشاگری چی بوده؟ 2. در شماره 4 فرمودین که تا 4 صب ستاد بودین اگه راس میگی اینو شفاف سازی کن که ستاد چی یا مربوط به کی؟! 3.شعره پر مغزی بود خوشمان امد. 4.من دارم از بی سوجه گی میهمیرم[گریه] کمک[گریه]

نیما

یره این بچه بازیا چیه خب !‌واست خصوصی فرستادم !

دخترآبان

بیا یکم از من یاد بگیر ... بچه ساکت و مظلوم ... تو عمرم اعترافی ندارم که بگم [پلک][نیشخند]

دخترآبان

راستی شماره ی مامان یا بابا رو لطف کن من این آدرس بیشه رو واسشون اس ام اس کنم البت از گوشی رامین [زبان]