شب قدر

داره بارون میاد ... رعد و برق شدید هم هست ، همه جا تاریکه ...

شهری که داشتیم از گرما میپختیم شد یک شهر خیلی خنک که شبها نمیشه از خنکی

همه ی پنجره ها را وا گذاشت ...

دوس دارم برم زیر بارون ، بارونی که مدت ها داشتم انتظارش را میکشیدم ...

چقد شبهای خوبی شروع کرد به باریدن ، شبهایی که همیشه برام خاص بوده

شبهایی که تمام حرفهای نا گفته ام را که کسی براش گوش شنوا نداره میرم و

درگوشی به صاحبش میگم ... شبهایی که بعضی موقع ها دلتنگش میشم

شبهایی که بعد از بیرون اومدن از اون احساس سبکی و راحتی میکنم ...

این شبها رسید ، شبهای قدر ، شبهایی که قبلنا با همکلاسی هام میرفتیم مسجد

اما از وقتی مسجد شد واسه عده ای از آقایون ما ترجیح دادیم خونه بمونیم ...

امشب میخوام برا خودم یک کار جدید را شروع کنم ، یک کاری کنم که تمام این شکها

و سوالهایی که این چند وقت تو ذهنم پیچیده را برا مدتی کوتاه و برا اطمینان قلبی

خودم بهشون جواب بدم ... نمیدونم بهش میرسم یا نه ...

میخوام یک کاری کنم که از نظر خودم آدم بی مذهب و بی دینی تلقی نشم ...

چون هیچ وقت دوس نداشتم اینطور باشه که ستاره دار بشم که این آدم بی اعتقاده  

میخوام یک کاری کنم که اعتقادم انقد قوی بشه که به خودم اجازه ندم هرکاری را انجام

بدم ... میدونم سخته ، خیلی هم سخته ، با یک شب دو شب نمیشه این کار را کرد

اما میخوام هر مدتی که طول میکشه حتی تا آخر عمرم از امشب شرو بشه و طوری

شروعش بکنم که مطمئن باشم تا آخرش میرم ... مطمئنم بهش میرسم

نیاز دارم به دعاهاتون ، دعاهایی که این روزها انجام میشه بی جواب نمیمونه ...

برای همه دعا کنید ، بیمارهایی که الان رو تخت بیمارستان نشستن را فراموش نکنید

مخلص همتون ...

ما را به دعا کاش فراموش نسازند ... رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

 

پی هوس نوشت : هوس حرم امام رضا کردم ...

 پی لینک نوشت : آی ملت همیشه در صحنه ، آی امت دوس داشتنی بلاگستان ، بیا

انقد واسه این ممدتون آستین بالا نزدین که این آقا سیروس ما رفت ننه بزرگشو واسم

خواستگاری کرده ... البته هنوز جواب مثبت را نگرفتیم اما حاج خانوم قول دادن با ١٣٨٩

سکه راضی باشن ، از آنجا که مدیر مالی دفتر ریاست جمهوری برای ما بودجه ی خاص

تعیین کرده ما حاضریم مهریه را تماما بپردازیم ...

اکنون من نوه ای دارم که یک سال از خودم بزرگتره !!! از این پست عکس حج خانوم ما

را ببینید ...

 پی لعنت نوشت " لعنت بهت بیاد پرشین بلاگ که تازگی ها اعصاب معصاب واسه من

نذاشتی ... اگر اینجوری ادامه بدی میرم " بلاگ اسکای "

/ 83 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

الان ممد لینکشو میده

نیما

http://delneveshtehaye22.persianblog.ir/post/17/ این لینک را مشاهده نمایید ! بزرگترین افشاگری قرن !

نیما

ممد آقا مبارک باشه !

غزل

نیما حال کردم. امشب از ترس لو رفتن بقیه دوست دختراش خوابش نمی بره[قهقهه]

غزل

ممد جان بیانیه ندی تحریمم کنیااا.[نیشخند]

نیما

ممد آقا به امید موفقیتت در کسب دل آرزو! 80 رند !

غزل

تو عکس از آرزو داری؟ داری شطرنجیش کن بده تا لو نری

غزل

ممد من به تو گفتم نه نیما. خدا با ماست. بلاگت قات زده؟؟[قهقهه]