فاصله ی ما و خدا چقدره ؟!

 

 

حق دارم بهت سلام نکنم ؟! حق دارم باهات قهر باشم ؟!

من درست حسابی معنی کفر گفتن را بلد نیستم ، نمیدونم یعنی چی اما میخوام

حرف دلم را بهت بگم ، نه کفر را خوب شناختم نه تو را خوب شناختم ...

جز اینکه فقط یک خدا داریم ، خیلی مهربونه ، همه را میبخشه و ... بی خیال

حالت خوبه خدا ؟! چه خبر از اون ورا ؟!

ماها خوب نیستیم ، این ورا هم اوضاع داغون تر از چیزیه که بخوای فکرش را بکنی ...

همه چی قاطی پاطی شده ، همه چی عجیب غریب شده ، اوضاع وحشتناکه

اگر بخوای حال بنده هات را تو این حوالی ها جویا بشی باید بگیم خوب نیستیم

بعضی هامون علنا داریم میگیم ، بعضی هامون سکوت کردیم و بعضی هامون هم با

چیزهایی دیگه راضی شدیم و میگیم همه چی آرومه ...

میدونی خدا دارم چی را نگاه میکنم و این کفریات را مینویسم ؟! دارم خونه ی تو را

میبینم و اون همه آدم با لباس سفید که دارن دورش میچرخن

خدا چه بهشون میرسه ؟! بهشت ؟! بهشتی که معلوم نیست چند سال دیگه باشه ؟!

یا نه شاید چیزهای دیگه ای هم بهشون میرسه ... مثل چیزهایی که ما بهش رسیدیم

و نمیخوایم حالا حالا ها را عوضش کنیم !!

خدا دارم گناه میکنم ؟! به نظرت نوشتن دلتنگی های یک جوون گناهه ؟! چرا من باید

احساس کنم با نوشتن این پست برای بعضی ها آدم خطرناکی جلوه داده میشم ؟!

به نظرت من که دارم حرفم را بدون هیچ سانسوری مینویسم خطرناکم یا اونی که داره

به اسم دین تو آدم میکشه ؟!

میدونی خدا چی شده ؟! دیگه حال و حوصله ی بحث های دینی و حرفهای کلیشه ای را

ندارم ، همین حرفهای تکراری که ما تو را با اونها شناختیم ...

این کار را نکن گناه داره ، اون کار را نکن گناه داره

پس چی گناه نداره ؟! پس اون مهربونی که ازش دم میزنی چی میشه ؟!

نه خب ، شایدم این حرفهاشون مثل همه ی حرفهاشون دروغ باشه ...

میدونی خدا وقتی کسایی را که برای ترویج دین تو لباسهای خاص و عجیب غریب

میپوشن چه حالی بهم دست میده ؟! از خودم بی خود میشم ، یعنی حالی که

احساس میکنم به مرز خفگی دارم میرسم ...

یعنی اونها تو را شناختن اما ماها نه ؟! پس چقدر ماها ببوگلابی هستیم !

راستی خدا اینورا شدی برای یک عده ی خاص ! یعنی برای همه ماها نیستی !

میدونی پیش بینی من از آینده چیه ؟! تا چند وقت دیگه هم خبری از تو نیست

یک خدای جدید با یک ویژگی های جدید ...

امیدوارم تا اون موقع دست به کار شی و یک کاری کنی ...

همینجوریش فاصلمون خیلی زیاد شده ، کاری کن بیشتر نشه ...

 

پی توضیح نوشت :‌ گفتن حرف دل را تروخدا به عنوان حرفهای سیاسی تلقی نکنید ...

پی فاصله نوشت : از فیلم فاصله ها حالم به هم میخوره ! حالم از بازیگراش به هم

میخوره ، اما تیتراژ پایانیش را دوس دارم ، لینک دانلودش را میزارم دانلود کنید

http://omid20-1.com/?p=8221

پی شعر نوشت :

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار     خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه

 پی لینک نوشت : با این حرفهاتون کاری کردین که به همه چیز از جمله نیمه شعبان

خیلی خیلی خیلی خیلی مشکوکتر از همیشه شدم و میگم همه چی کشکه و دارم

یواش یواش به یقین تبدیلش میکنم

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1583494&Lang=P

 

بعدا اس اس نوشت :‌ بازی امروز ابر قدرت آسیا را از دست ندین ...

امروز خوزستانی ها میرن رو هوا

 

/ 38 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجیدحمید

فولاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد[نیشخند][خنده]

مهدی پژوم

قطعا نیست مهربان... آن کلام از جنسی دیگر است و رنگی خوب دارد... رنگی خدایی.. "صبغه الله و من احسن من الله صبغه و نحن له عابدون" " رنگ خدا... و کدام رنگ از رنگ خدا زیباتر است... او را ستایش می کنیم"( سوره مبارکه بقره)

کیامهر

شک کن داداشم با شکه که ادم یقین پیدا می کنه یقین رو آدم باید خودش پیدا کنه نه اینکه براش پیداش کنن نه اینکه براش بلغور کنن آدم با اعتقاد زنده است

کیامهر

مملی خودمون رفتیم هوا که چرا همچی شد؟ چرا باختیم؟

نیما به الهه

درود خواهرم در صحبت دل ، چه جای درهم و دینار است ؟ پندارم چون شما از سر کیسه ی خرجتان ، دینار میریزد ، و دایی پدرتان 6 ماه در فرنگ به سر میبرند ، همه چیز را به مال دنیا مربوط میدانید! همانا الهه بانو ، شما که حرکات انتهاری مینمایید و از بلاگفا مکان قصد تغییر مکان به پرشین مکان دارید ، بسی خجل گشتیم که این بنده ی کمترین را بنده ی پول و دینار دانستید ! هرچه بگوییم از این درد جانسوز خلاصی نخواهیم یافت ! همی پس ره ریاضت برمیگزینیم !ببخشا خواهر که دیر کلامتان را پاسخی فرستادیم !

الهه به نیما

دروووووود برادر نیما[هورا] ای بنده ی معرفت و کلام ای در وصف دوست بی همتا ای مداح اهل پرشین ای که در جواب کامنت دوستان ساکت ننشستی و مبارزه کردی نه ره ریاضت گزین که دوستان بسی از مداحیتان خرسند میگردند

نیما به الهه

خواهرم ، دوستان به ما لقب شیخ را پیش کشی نمودن ! هرآنچه از قلم بنده جاری شد فقط حق مطلق بود ! هرگز مدح کسی را نگفته ام ! هرآنچه بوده فقط صفات آنان بوده !

نیما

محمد جان انگلیسیت منو کشته !!![نیشخند]

الهه به نیما

اصلاحات: یا شیخنا پرشینا اصلاحات:نه ره ریاضت گزین که دوستان بسی از فرمایشاتتان خرسند میگردند [نیشخند]

سپیده

درد و دل ساده و در عین حال جامعی بود ... شاید حرف خیلی از جوونها که نمیتونند به این زیبایی و روونی بیانش کنند