بلاگزیت 12

 

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

لینکها در کدام بلاگ و در دست چه کسی است ؟! کی من ؟! کی این ؟!

در بلاگزیت این هفته :

خوبها ، بدها ، زشتها معرفی میشوند ، خیرین محترم عنوان خوبها را از آن خود میکنند

ملکه ی نیمه شرقی از فیلم های کشورهای اجنبی میگوید ، ناشناس دوست داشتنی

از چهره ی ماندگار موسیقی انتقاد میکند و صندلی داغ بلاگزیتی بی مهمان میشود !

این بلاگزیت است ، برنامه ای از سوی وبلاگ های زرد و سبز و فتنه گر برای از بین بردن

اتحاد میان مردمان و برهم زدن صلح و آرامش و برای ایجاد فتنه در وبلاگهای ایران !

بلاگزیت برنامه است برای شما که حوصله خواندن ندارید ، برای شما که لینکها را گشته

اید و پیدا نکرده اید و برای شما که اصلا خبرندارید اینترنت چی هست ...

بلاگزیت برای شاد کردن دل شماست ، نه شاد کردن دل رییس روسای ما ...

بلاگزیت تا فردا شب بنیان های استکبار را سست و پای مسئولان مملکتی را قلقلک

میدهد !

 

چهره های هفته :

1 . چهره ی خوب هفته :

این هفته برای چهره ی خوب تا دلتون بخواد سوژه داشتیم ، نئو برای ایجاد رادیو بلاگ ،

آقای صفر و نیم برای برگزاری هفت سنگ و کرگدن و دختر حوا برای راه انداختن بازی اما

تصمیم گرفتیم چهره ی خوب هفته را کسانی معرفی کنیم که باید گفت به خاطر کارهای

که میکنن باید خیلی خوبتر از این حرفها معرفی شوند پس تمامی کسانی که هفته ی

پیش برای برگزاری جشن بهزیستی و شاد کردن دل بچه های عزیز و دوست داشتنی

تلاش کردند ، به دلیل آنچه نزد ما بچه های بلاگستان به " معنی کردن بیت بنی آدم

اعضای یکدیگرند و ... " معروف است ، این عزیزان به عنوان چهره های خوب هفته ی

بلاگزیت ما انتخاب میشوند ...

ازاین پست بخشی از تلاش های دوستانمون رابخونید ...( رمزیه ، رمز خواستین بگین )

 

2 . چهره ی بد هفته : حوری بانو وبلاگ و دیگر هیچ ...

حالا جمعیت ذکور را مسخره می کنین ؟! حالا میاین حرف دانشمندان عزیز انگلیسی را

که یچی ازتون بد گفته را به مسخره بودن میگیرین ؟! آخه من چی بگم ؟! والا چهره ی

بد کمه برای جماعت شما امت مونث ! یعنی چی میگین ذکور از برگزاری قرار های ما

حرصشون در میاد ! جدا چی پیش خودتون فک کردین ؟! مُ موندُم ( ای تو روحت با این

لهجت نیما ! ) اینا فک کردن تلپی از آسمون افتادن زمین اما گویا نمیخوان قبول کنن

آقا شماها هرچی باشین ض.ع.ی.ف.ه. این ! فرررررررررررررررررررااااااااااااااااررررررررررررر

( این فرار دقیقا از دست بابا محمود بود ! )

پس به دلیل آنچه نزد ما بچه های بلاگستان به " قبول نکردن حرف راست و تهمت

افترا به جماعت ذکور ! " معروف است ، حوری بانو و کامنت گذاران محترمش افتخار

میابند به عنوان چهره ی بد  این هفته ی بلاگزیت ما انتخاب شود ...

از این پست بخونید ...

 

3 . چهره ی زشت هفته : تمامی کسانی که جمعه ی هفته ی پیش در کوه دارآباد و

جلوی یکی از تهیه کنندگان آن بلاگزیت ما را به پارتی بازی نسبت دادند به دلیل آنچه نزد

ما بچه های بلاگستان به " دروغ گفتن و زدن حرف ناحق " معروف است ، اینها به

خصوص اون 2 تا باجناق نامرد افتخار میابند به عنوان چهره ی زشت این هفته ی بلاگزیت

ما انتخاب شوند ...

 

گفت یا نگفت ؟!

1 . ملکه ی نیمه شرقی گفت این هفته میخوام براتون از فیلم های خارجی تحلیل داشته

باشم اما نگفت تا فیلم های داخلی و معذرت میخوام چرند مثه همین خوش نشین ها

هست ، کی فیلم های خارجی میبینه آخه ؟!!!

2 . ناشناس دوست داشتنی گفت چرا علیرضا افتخاری شد چهره ی ماندگار موسیقی

اما نگفت خب مرد حسابی تو بپر بغل این و اون چهره ی ماندگار که چه عرض شود حتی

مشاور عالی دربار قبله ی عالم جهانگیر شاه 2 لول هم میکننت !

3 . هم ولا گفت آقا حرف نباشه ، از هیچی سوال نپرسید اما نگفت خب یره ، اگر میگی

سوال نپرسیم پس واسه چی پست میذاری فضولی مردمو تحریک میکنی ها ؟!

4 .مهندس ققنوس گفت که شیخنا را جلوی آسانسور سرکار گذاشتن اما نگفت اینجا

کلا همه به خصوص تاکسی ها به شیخها محلی نمیذارن !

( نیما ، یره ، بپا سنگ نشیم یهو ! )

 

عکست در قاب نگاهم  ! ( کاری از استاد عزیزم و ارباب دوست داشتنیم نیما )

 

پسرکی تخس که لباس های همسایه را از روی بند به زمین می اندازد تا دخترک

همسایه دوباره لباس ها را بشوید شاید دوباره چهره ی مهربان دخترک را ببیند !

البته حواسش به داداش سبیل کلفت دخترک  نیست ! ( کیامهر باستانی )

 

 صندلی داغ بلاگزیتی :

 این هفته قرار بود با آقای صفر و نیم مصاحبه کنیم،اما ایشون زنگ زدن و گفتن اکانت

اینترنتشون تموم شده و نمیتونن بیان ... خلاصه که آقا موندیم بی مهمون ! تصمیم

گرفتیم مصاحبه را با خودمون انجام بدیم ، به پیشنهاد حاج سعید تصمیم گرفتیم بریم

سریای قبل بلاگزیتو ببینیم و تو هر سری قشنگترین سوالو درباریم و جواب بدیم ، فک

کنم جالب بشه ...

خب نیما ، بیا صحبتهای ابتداییو بکنیم :

ممد بیا همو معرفی کنیم ، موافقی ؟! اول تو شروع کن

خب تو یک یره ای هستی که فقط آفریده شدی واسه اینکه با من لج کنی ! کلا تو خلقت

تو سهل انگاری شده ، بعدشم متاسفانه لب مرز به دنیا اومدی از همه چیز عقبی !

حالا تو ، یک اراکی خیکی بی جنبه ی زود قضاوت کن ، که فقط شب و روز خواب دختر

میبینه ، که هنوز توی مهد کودک مونده و میگه میرم دانشگاه ! ( بچه هوس کردی باز

بیان دعوامون کنن ؟! ) در ضمن توی شهرشون الاغ سوار میشن ولی میگه رانندگی

بلدم ، در ضمن همیشه از مشهدی ها دستبوسی به عمل میاری

خب بریم سراغ سوالات

1 . محل دقیق اختفای "اسامه بن لادن" کجاست؟ با ذکر طول و عرض دقیق جغرافیایی :

محمد : والا چون اکثر خلاف کارها از لب مرز میان من فک کنم طرف الان مشهده حالا

عرضو طولو بگم باید دقیقا محل خونه ی نیما اینا را بپرسم تا بعد بگم ...

نیما : خب بنده خد اسامها  از مرز رد شد بعد سراغ یه کوره دهات و میگرفته که مخفی

بشه ، بچه ها امار اراکو بهش میدن  الانم دقیقا تویه تخت ممد خوابیده داره سنتور

میزنه یه دودی هم میزنه گاهی اوقات

 2 . شیخنا به توجه به مصرع " سلسله موی دوست حلقه دام بلا است " نوع شامپو و

سشوار جناب دوست که باعث شده موهای ایشان به صورت حلقه دام بلا در بیاید را

بیان کنید :

محمد : والا من منظور از جناب دوست نمیدونم کیه ، ولی فک کنم دوست دختره ، حالا

این طرف مورد نظر ما چی میزنه که انقده جیگر شده نمیدونم والا ... اما خب نیما امشب

بهش اسمس دادم و تبریک گفتم اما جوابمو نداد ( آیکون قلب شکسته ! )

نیما :خب کدوم گرازی به تو پا میده ؟!  ببین جناب حضرت دوست موهاشو اکستنشن

کرده ( ممد تو نمیفهمی من چی میگم )  بعدشم رفته پیش هنری زادور پدر سوخته 

واسش یه سری تافت و مافت و از این چیز بادا  خالی کرده رویه کلش  موهاش پرپشت

شده لامصب مثل گوریل مو داره !  مارکشم خارجیه شما دنبالش نگرد

3 . فیلسوف و نظریه پرداز اجتماعی معاصر آلمان، پورگن هابر ماس، ماست مورد نیاز

خانواده خود را از کدام بقالی شهر دوسلدرف تهیه می کند؟ ذکر نوع ماست مصرفی و

میزان تاثیر این ماست در آن ماس و آن ماس در این ماست و هر دو آنها در فتنه اخیر

ضروری است :

محمد : خب من یک زمان اونجا بودم ، اون یره ها که اصلا ماست و دوغ نمیخورن ، اصلا

اونها اجنبی ان ، اصلا پدر سوخته ان ، پدر سوخته از اجنبی ها سوال میپرسی ؟!

میخوای نظامو زیر سوال ببری پدر سوخته ؟! بدم پدر پدر پدر سوختتو در بیارن ؟!

ماست ملیو ول کردی ماست اونو را میپرسی پدر سوخته ؟! حالا به تهیه کننده ی

بلاگزیت توهین میکنی پدر سوخته ؟!

نیما :  بچه قشنگ مو خودوم یک پا اوجوم، یعدشم ما همی یورگن از بچگی مشناختم

 بچه باحالی بود  همی کاسه ماست از دهنش نمی افتاد ننش مگفت اصلا شیر

نخورده  همش ماست کوفتش کرده بود جونم مرگ شده  بعدشم ماست این بنده خدا

هم خارجی بود که تو مملکت ما پیدا نمره یعنی هست ها  ولی قیمت خون باباشان دره

4 . پولپوت کی بود؟ دقیقا چه کار کرد؟ و دقیقا در چه سالی این کار را کرد؟

محمد : والا من رفتم زدم تو گوگل دیم پدر سوخته ای واسه خودش بوده پدر سوخته

بعله ، بعله ، خلاصه اینکه طرف زده کلی آدم کشته تا تو قدرت بمونه پدر سوخته ...

اما خب یک تحقیق دیگه کردم گفتن گویا اصالتا برمیگرده به مشهد پدر سوخته !

نیما :  بچه ی خون آشامی بود الکی تویه کامبوج بهش مقام دادن الکی الکی گنده شد

 یه چند سری در رابطش تحقیق کردم  دیدم از خون آشام های اراک بوده از اون عشق

قدرتا بود  ولی هم با یه باد می ترسید کلا ازش خوشم نمیاد هیچوقتم تاریخ تولدشو یاد

نگرفتم ..

5 . توجه به بیت "ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی/سود و سرمایه بسوزی و محابا

نکنی" مقدار دقیق سرمایه اولیه شاعر و سود و زیان او را در این معالمه بیان کنید. ذکر

روش محاسباتی بکار رفته الزامی است :

محمد : خب میزان دقیق سرمایه چقد بوده من نمیدونم ، اما چون این پول مستقیما

وارد حساب صندوق ما میشه ، ما صندوقو بدهکار میکنیم و چون به عنوان سرمایه ی

اولیه به کار میره ، بستانکارش میکنیم ، بعد از اون باید تو دفتر کل حساب تی واسش

بکشیم و برای مانده گیری تو ترازنامه ثبتش کنیم ( ای جان ، این مبحث تو درسهای

تخصصی من میگنجید ! ) نیما جان کلا شما فک نکن من چی گفتم ، شما برو با بچه ها

کلاس بخون : a b c d ( همون شعره هست که میخوندیم ، اونو )

نیما : ببین وقتی حافظ داشت این غزل و میگفت به من تلپاتی برقرار کرد گفت یا حضرت

دوست  و بعد هم داستان عشقیشو گفت کلا از اونجا بود که همچین از حافظ خوشم

نیومد کلا مرد اقتصاد دانی بود مثل اراکیا خساست داشت میگفت اولش یه گاو داشته 

گاوشو واسه ی عشقش قربونی کرده و از این حرفا بعد دیگه چه درد سرت بدم که کلا

ازش بهش گفتم وضع اقتصادی خرابه تو هم زیاد نگران نباش اوضاع درست میشه

ایشالله یه روز اراک هم میشه دهستان ..

6 . نظرمون درباره ی خودمون ! :

محمد : خب راستش من بلاگزیتو خیلی دوس دارم ، اما رسما پنج شنبه ها به ... میرم

در مورد نویسنده هاشم خب همه که منو میشناسن و میدونن چه فرهیخته ای هستم

اما در مورد تو ، اون هم همه تو را میشناسن و میدونن چه پدر سوخته ای هستی

واسه خودت ، پس الان هرچی بگیم تکراریه یره ...

نیما : نظرم در مورد بلاگزیت کلا مثبته اصلا ببین همه چیزش مثبته ها فقط یه نکته ی

منفی داره اینکه این بچه های اراک همه جا فکر میکنند گنده لاتن عمو واسه هرکی لات

واسه ما شکلاتی

7 . صحبتهای پایانی :

محمد : همینطوریش این یره مشهدی نخودی برنامه ی ما هست اما با توجه به

استقبال بی نظیر شما هموطنان و از کامنت های خصوصی که میذارین قول میدم به

زودی این یره مشهدیو از بلاگزیت اخراج کنم و بلاگزیتو خودم ببرم رو صحنه ...

میدونم الان خیلی خوشحالین ، دمتون گرم

نیما : ببینید فرزندان من  جون مادراتون لبخند بزنیداز همین جا اعلام میکنم اگه این

اراکی ها از صحنه ی بلاگستان منهدم بشوند ما مشهدیا بین شما ساندیس پخش

میکنیم به شما بلاگ مجانی میدهیم کارت سوخت پر  به زن هایتان النگونننننننننن

میدیم  به مردهایتان جنیفر میدیم ( اوی یره ، منم میخوام )  کلا ما دست دادنمون خوبه

 شما هم به ما رای بدین  خلاص و والسلام و علیکم و رحمته الله و برکاته و مختلفاته !

با عشق تقدیم به ووری !

 

/ 44 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ققنوس

صندلي داغ هم بيست بود كلي كيف كردم از اين همه طنازي ...

نیما

دوستان عکس باز میشه واسه من ! در مورد قسمت اول هم من موافقم که باید عوض بشه ! در دفعه ی بعد تغییری ایجاد میکنیم ! در ضمن خانوم معلم من و ممد باهم شوخی داریم اگه نه ممد در این حدا نیست که به من توهین کنه ! در مورد خلاصه نویسی هم باید فکری کرد اما این برنامه هر دو هفته یه باره !

واحه

پسر عکس برای شما باز می شه که فایده نداره! برای ما باید باز شه که باز نمی شه!

وروجک

نیما من تازه اون خط اخرشو خوندم [قلب] مر30 [خجالت]

رها بانو

خوبهای هفته رو درست اومدی ولی بد رو نه ![عصبانی] مصاحبت هم خیلی باحال بود ... خیلی ... ولی عکس باز نشد ...

الهام

نیما عکس باز نمیشه !!! آدرسش رو بذار خودمون نگاه کنیم !‌

کاغذ کاهی(نازگل)

آی بلاگزیتی ها ... بگین که من نمیدونستم هی چهره خوب میکنین ما رو ...[نگران] باور کن الان اومدم خوندم .....[نگران] عکست در قاب نگاهم عالیییی[قلب]

محدثه

[عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی] [قهر]

محدثه

[عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی] [قهر]

محدثه

من یه بار زدم! خودش دوتا اومد! امضا قشنگ![خنده]