مُردن !

 

بالاخره یک روزی میمیرم ، بالاخره از اون بالا یکی میاد و دستمو میگیره و میبره

اون روز دیگه نمیتونم نفس بکشم ، اون روز منو خاک میکن و برای همیشه میرم

نمیدونم کجا میرم ، نمیدونم پیش کی میخوام برم ، نمیدونم اون بالا کیا هستن

اما یه چیزو خوب میدونم ، یک چیزو خوب درک میکنم

برای همیشه ، دنیا را بدی هاش ترک میکنم !

 

پی حذف نوشت : امشب یک پست دیگه گذاشتم ، امشب کلا دیوونه بازی در آوردم !

نمیخواستم حذفش کنم اما مهندس ققنوس با خشم دوس داشتنیش مجبورم کرد

اون پستو حذف کنم !

مهندس به جون خودم موبایلم اون موقع که داشتی دعوا میکردی ویبره میزد !

 

/ 50 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

الان شبه؟؟؟ای وای.ببخشید.یادم نبود شب هاا سلام نمی دن.کی شب شد؟؟؟چرا من ندیدم؟؟[سوال]

پروفسور غزل

من یه کار بد کردم.به کسی نگی هااا.می زنن منو.[گریه] برو خودت ببین[خجالت]

زهرا

مهندس کیلویی چند.خانوم معلم عالی شد!!!!

Hasti

حقته! دست مهندس درد نکنه! بالاخره یکی باید بیاد تو رو درست بکنه دیگه! هر چند تو اصلاح ناپذیری!! :))) خانم معلم و دکترها و مهندس ها همه ریختن دورت ولی باز هم کاری از دستشون برای تو بر نمیاد!! :دی

دخترحوا

[نیشخند]اون زهراه نظر منه

دخترحوا

يه جا ديگه با اسم خودم نظر گذاشتم.بعد مخصات حف شد بد ديگه اين جا هم اين جوري شد